به گزارش “راهبرد انرژی“، دونالد ترامپ، رئیسجمهور، که تا روز جمعه پیش از این توقف، علناً اعلام کرده بود در حال بررسی یک حمله گسترده علیه ایران است، متعاقباً از آن برنامهها عقبنشینی کرد.
جغرافیای ترس: چگونه ریسک درگیری در قیمت نفت خام ساخته میشود
بازارهای انرژی منتظر پایان جنگها نمیمانند تا قیمتها را دوباره محاسبه کنند. آنها همان لحظهای که انتظارات تغییر میکند، حتی بهصورت جزئی، حتی بدون تأیید رسمی، قیمتها را تعدیل میکنند. این سازوکار بنیادی است که هنگام سقوط شدید شاخصهای نفت خام بر اساس یک خبر ژئوپلیتیک رخ میدهد: بازار به آنچه رخ داده واکنش نشان نمیدهد، بلکه به چیزی واکنش نشان میدهد که اکنون باور دارد احتمال کمتری دارد رخ دهد. درک این تمایز برای تفسیر اینکه کاهش فعلی قیمت نفت در پی توقف در خصومتهای آمریکا و ایران واقعاً چه چیزی در مورد ساختار بازارهای جهانی انرژی به ما میگوید، ضروری است.
کاهش قیمت نفت خام در اواخر جولای ۲۰۲۶ که در آن هر دو شاخص اصلی در یک نشست معاملاتی بیش از ۲ درصد افت کردند، بیانگر حلوفصل درگیری نبود. این کاهش نشان میداد که احتمال بدترین سناریو، دستکم بهطور موقت، کاهش یافته است. این ظرافت پیامدهای مهمی برای سرمایهگذاران، مصرفکنندگان انرژی و هر کسی که ریسک ژئوپلیتیک خاورمیانه را دنبال میکند، به همراه دارد.
| معیار | ماه قرارداد | قیمت هر بشکه | تغییر |
| نفت خام برنت | سپتامبر ۲۰۲۶ | ۸۶٫۵۲ دلار | ٪۲٫۰- |
| نفت خام WTI | سپتامبر ۲۰۲۶ | ۸۰٫۷۱ دلار | ٪۲٫۳- |
اختلاف قیمت بین برنت و WTI در طول مرحله تشدید تنشها اندکی افزایش یافت، که مطابق با الگوهای تاریخی است که در آن برنت معامله شده در سطح بینالمللی حساسیت بیشتری نسبت به ریسک عرضه خاورمیانه نسبت به شاخص داخلی ایالات متحده دارد.
چگونگی کارکرد پریمیوم ریسک ژئوپلیتیک در بازارهای کالا
هر بار که یک تهدید نظامی قابل توجه در نزدیکی یکی از کریدورهای اصلی تأمین انرژی پدیدار میشود، معاملهگران یک پریمیوم ریسک را در قیمتهای آتی وارد میکنند. این پریمیوم ریسک، هزینه سناریوی اختلال در عرضه را بر اساس احتمال وقوع آن منعکس میکند. هرچه تهدید حادتر باشد، پریمیوم تعبیهشده بزرگتر است. وقتی آن تهدید حتی تا حدی کاهش مییابد، پریمیوم ریسک نیز همراه با آن تخلیه میشود.
این سازوکار در طول دههها چرخههای درگیری خاورمیانه، از جنگ خلیج فارس تا جنگ نفتکشها میان ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰، بهخوبی مستند شده است. افزون بر این، توضیح میدهد که چرا قیمت نفت خام میتواند در یک جلسه معاملاتی بیش از ۲ درصد نوسان کند بدون آنکه هیچ تغییر واقعی در عرضه فیزیکی رخ داده باشد. بازار بهصورت پیوسته انتظار خود از عرضه آینده را بازبینی میکند، نه اینکه صرفاً به شرایط فعلی عرضه واکنش نشان دهد.
درک محرکهای ژئوپلیتیک قیمت نفت کمک میکند تا توضیح داده شود که چرا در حادترین مرحله رویارویی آمریکا و ایران در میانه سال ۲۰۲۶، برآورد میشد پریمیوم ریسک چیزی در حدود ۳ تا ۶ دلار به ازای هر بشکه به قیمتگذاری برنت و WTI افزوده است. کاهش قیمتها در دو جلسه معاملاتی پس از توقف درگیریها، عملاً بخش قابلتوجهی از آن قیمتگذاری تعبیهشده را بازگرداند.
تنگه هرمز: گلوگاهی که قیمت یک بازار کامل را تعیین میکند
برای فهم اینکه چرا تنشهای آمریکا و ایران چنین تأثیر بزرگی بر قیمتگذاری جهانی انرژی دارند، جغرافیا نقطه شروع است. تنگه هرمز گذرگاه باریک دریایی است که خلیج فارس را به دریای عمان و در نهایت به دریای عرب وصل میکند و ساحل شمالی آن در اختیار ایران است. در باریکترین بخش، کانال قابلکشتیرانی تنها چند کیلومتر عرض دارد، اما با اینحال، شریان اصلی صادرات نفت خام تولیدشده در عربستان سعودی، عراق، کویت، امارات متحده عربی و خود ایران محسوب میشود.
حجم نفتی که روزانه از این گذرگاه عبور میکند خارقالعاده است. برآوردها بهطور مستمر این رقم را حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه در روز اعلام میکنند که تقریباً معادل یکپنجم کل نفت مصرفشده در جهان است. هیچ نقطهی جغرافیایی دیگری در جهان این مقدار تجارت انرژی را در فضایی به این اندازه محدود متمرکز نمیکند.
این واقعیت ساختاری یک عدم تقارن دائمی در نحوه واکنش بازارها به تنشهای خلیج فارس ایجاد میکند. همانطور که روزنامه گاردین گزارش داده، مقیاس این عدم تقارن در جریان رویارویی اواسط سال ۲۰۲۶ بهطرز چشمگیری آشکار شد:
یک اختلال نسبی در عبور و مرور از هرمز، حتی برای چند روز، حجم عرضهای را حذف میکند که هیچ منطقه تولیدی دیگری قادر نیست در کوتاهمدت جایگزین آن شود.
سناریوی محاصره کامل، هرچند بعید، به معنای یک شوک عرضه در مقیاسی است که در دوران مدرن سابقه ندارد.
حتی تهدید معتبر به ایجاد اختلال، بدون هیچگونه دخالت عملی، برای حرکت محسوس قیمت نفت خام کافی است.
بانک مشترکالمنافع استرالیا بهطور صریح به این پویایی در یادداشت پژوهشیای اشاره کرد که در همان روز کاهش قیمتها منتشر شد. در این یادداشت آمده بود که هرچند توقف در تبادلات مستقیم نظامی، ترس از حملات قریبالوقوع به زیرساختهای غیرنظامی و انرژی را کاهش داده است، اما اختلافات حلنشده بر سر دسترسی به هرمز، مسیری معتبر را نمایندگی میکند که از طریق آن خصومتها میتواند دوباره شعلهور شود. این ارزیابی تنش اصلی را بهخوبی نشان میدهد: کاهش لحن و لفاظی لزوماً به کاهش ریسک منجر نمیشود.
متغیر مهمات: یک لایه تحلیلی جدید برای بازارهای انرژی
یکی از ابعاد غیرمعمول چرخه درگیریهای میانه سال ۲۰۲۶، ظهور محدودیتهای ظرفیت نظامی ایالات متحده بهعنوان یک عامل در قیمتگذاری بازار بوده است. گزارشهایی که به نگرانیها درباره کاهش ذخایر مهمات آمریکا اشاره داشتند بهطور گسترده منتشر شدند و حاکی از آن بودند که دسترسپذیری سلاحها به عاملی در زمانبندی برنامهریزی نظامی تبدیل شده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور، که تا روز جمعه پیش از این توقف، علناً اعلام کرده بود در حال بررسی یک حمله گسترده علیه ایران است، متعاقباً از آن برنامهها عقبنشینی کرد. روزنامه نیویورک تایمز گزارش داد که ملاحظات مربوط به ذخایر تسلیحاتی در این بازنگری نقش داشتهاند. دولت آمریکا در اظهارات علنی خود این روایت را رد کرد. ترامپ در گفتوگو با خبرنگاران اعلام کرد که ارتش همچنان از مهمات کافی برخوردار است و نگرانیها درباره محدودیتهای عرضه اغراقآمیز است.
با اینحال، برای بازارهای انرژی، این اطلاعات متناقض یک پویایی غیرمعمول در قیمتگذاری ایجاد کرد:
اگر توان ضربهزدن ایالات متحده واقعاً در کوتاهمدت محدود شده بود، احتمال حملهای در مقیاس بزرگ به زیرساختهای انرژی یا نظامی ایران کاهش مییافت.
احتمال کمتر حمله، احتمال انتقامجویی ایران علیه زیرساختهای انرژی خلیج فارس را کاهش داد.
این زنجیره استنتاج، معامله گستردهتر کاهش تنش را تقویت کرد و به افت قیمت نفت همزمان با توقف در تنشهای آمریکا و ایران کمک نمود.
با اینحال، شکاف اعتباری میان تکذیبهای رسمی و گزارشهای مستقل، مقداری عدمقطعیت باقیمانده در بازار برجا گذاشت که مانع حذف کامل پریمیوم ریسک شد.
بازارها در گذشته تکذیبهای رسمی را وقتی گزارشهای مستقل جهت متفاوتی را نشان میدادند، با درجهای از تردید نگریستهاند. در این مورد، خود ابهام به یک عامل قیمتگذاری تبدیل شد و هم پریمیوم تنش و هم کاهش بعدی آن را تعدیل کرد.
موضع ایران و اینکه چرا آتشبس همچنان تأیید نشده است
موضعگیری علنی تهران لایه دیگری از پیچیدگی به روایت کاهش تنش افزود. مقامات ایرانی گزارشها درباره توافق بر سر یک آتشبس رسمی ۱۰ روزه را رد کردند، به این معنا که کاهش درگیریها بیشتر بازتاب یک توقف عملیاتی است تا یک توافق مذاکرهشده. این تفاوت از منظر مدیریت ریسک اهمیت زیادی دارد.
یک توقف عملیاتی میتواند هر لحظه و بدون اعلام رسمی پایان یابد. در مقابل، آتشبس مورد توافق، نوعی پاسخگویی نهادی ایجاد میکند و معمولاً پای نظارت طرف ثالث را هم به میان میآورد. در نتیجه، فقدان هرگونه چارچوب دیپلماتیک تأییدشده به این معناست که آرامش فعلی بر نوعی خویشتنداری متقابل غیررسمی استوار است – بنیانی بسیار شکنندهتر از آنچه گاه در قیمتهای بازار منعکس میشود.
چرخش قیمت چه شکلی خواهد داشت
محیط فعلی قیمتگذاری، سناریوی کاهش تنش را بازتاب میدهد که هیچیک از طرفین آن را بهطور رسمی تأیید نکردهاند. این وضعیت، ریسک نامتقارن رو به بالا برای قیمت نفت خام ایجاد میکند. چند محرک مشخص میتوانند بهسرعت حقالزحمه ریسک درگیری را دوباره برقرار کرده و حتی آن را تشدید کنند:
هرگونه رویارویی تأییدشده دریایی در تنگه هرمز، از جمله توقیف کشتیها یا حوادث مینگذاری.
حمله موشکی یا پهپادی به پایانههای صادراتی در عربستان سعودی، امارات متحده عربی یا عراق.
ازسرگیری حملات مستقیم آمریکا و ایران که زیرساختهای انرژی یا غیرنظامی را دربر بگیرد.
بسته شدن رسمی مسیرهای کشتیرانی هرمز توسط ایران، حتی بهطور موقت.
نفوذ بازار اوپک در اینجا تا حدی زمینهساز است، زیرا کشورهای عضو ظرفیت قابلتوجهی برای تولید مازاد دارند. با اینحال، این حاشیه اطمینان یک محدودیت حیاتی دارد: بیشتر این ظرفیت مازاد در منطقه خلیج فارس قرار دارد، یعنی مسیر صادرات آن نیز از هرمز میگذرد. سناریوی بسته شدن هرمز، بهطور همزمان عرضه ایران را حذف کرده و توانایی دیگر تولیدکنندگان خلیج فارس برای جبران را محدود میکند.
امنیت تأمین انرژی در جهانی متمرکز
درس راهبردی گستردهتر چرخه درگیری ۲۰۲۶ آمریکا و ایران بسیار فراتر از هرگونه تغییر قیمت واحد است.
این رویداد دوباره نشان داده است که زیرساخت جهانی تأمین انرژی تا چه اندازه همچنان بر تعداد کمی نقطه جغرافیایی متمرکز است. دههها سرمایهگذاری در ظرفیت تولیدی خلیج فارس، تحت شرایط عادی یک سیستم کارآمد ایجاد کرده، اما در شرایط تنش، سیستمی بهطور فوقالعادهای شکننده است.
کشورهای بزرگ واردکننده انرژی به شکل قابل پیشبینی واکنش نشان دادهاند. همانطور که سیانبیسی گزارش کرده، ابعاد حرکت قیمتی موج تازهای از پاسخهای راهبردی در سطح سیاستگذاری را در اقتصادهای واردکننده برانگیخته است:
بحثها پیرامون ذخایر راهبردی نفت خام در اروپا و آسیا بهعنوان سازوکارهای ضربهگیر کوتاهمدت تشدید شده است.
تنوعبخشی به عرضه غیرخاورمیانهای دوباره توجه سیاستی به دست آورده و گفتوگوها را درباره سرمایهگذاری در تولید آمریکای شمالی، آفریقای غربی و آمریکای جنوبی سرعت بخشیده است.
سرمایهگذاری در سوختهای جایگزین به طور غیرمستقیم توسط این درگیری حمایت شده است، زیرا آسیبپذیری زنجیرههای تأمین سوختهای فسیلی توجیه بیشتری برای هزینههای گذار انرژی فراهم میکند.
افزون بر این، تأثیر گستردهتر جنگ تجاری بر نفت این فشارها را تشدید کرده است، در حالیکه تجارت نفت و ژئوپلیتیک همچنان به شکلی درهمتنیده عمل میکنند که هرگونه پیشبینی مستقیم و ساده قیمت را پیچیده میکند. همچنین فشارهای گذار انرژی دوباره مورد توجه قرار گرفتهاند، زیرا آسیبپذیری زنجیرههای تأمین سوخت فسیلی هرچه بیشتر آشکار میشود.
هیچیک از این پاسخها به خطر فوری نمیپردازد -آنها تنظیمات بلندمدتی را نشان میدهند که سالها طول میکشد تا بهطور محسوس وابستگی جهان به عبور از هرمز را کاهش دهند.